اصول مدیریت در خانواده

خانواده يکي از ارکان مهم و اساسي هر جامعه اي مي باشد . خانواده محل تجلي بسياري از خواسته هاي جامعه است و شکوفايي هر جامعه اي در شکوفايي نهاد خانواده نهفته است ، مديريت هر خانواده نيز نقش بسزايي در رشد و شکوفايي سازمان ها اعم از دولتي و خصوصي دارد و بسياري از اصول و مقررات سازمان ها نيز نشأت گرفته از اصول و مقررات حاکم بر خانواده ها مي باشد . خانواده به منزله يک واحد منسجم و پويا مي باشد که در جهت نيل به اهداف واحد گام برمي دارد و همه اعضاي يک خانواده مي بايست همگام با يکديگر در جهت تأمين خواسته هاي مشروع خانواده تلاش و حرکت نمايند . به منظور تأمين خواسته هاي مشروع خانواده لازم است خانواده ها همانند سازمان داراي اهداف و برنامه هاي مشخص و معين باشند و براي رسيدن به اين اهداف و برنامه ها اصول و موازيني را به کار ببرند که اهم اين اصول و موازين به شرح ذيل مي باشد :

۱- اصل وحدت هدف :

يکي از اصول مهم و اساسي در مديريت خانواده ، داشتن هدف و يا اهداف واحد مي باشد . هر خانواده بايد براي خود هدف يا اهداف واحدي داشته باشد و تمام سعي و تلاش خانواده بر اين باشد که اهداف همسو و هم جهت باشد . داشتن اهداف متضاد و متفاوت مي تواند مشکلاتي را در فرآيند سازگاري خانواده ايجاد و خانواده را دچار دوگانگي يا چند گانگي نمايد .

۲- اصل وحدت مديريت :

يکي ديگر از اصول مديريت خانواده ، وحدت رويه در مديريت خانواده و مديريت واحد در خانواده مي باشد . منظور از وحدت مديريت اين است که خانواده داراي مدير واحدي باشد و مديريت و هدايت اهداف و برنامه هاي خانواده را پذيرفته باشد . البته داشتن يک مدير واحد در خانواده به مفهوم اين نيست که ساير اعضاي خانواده نقشي در مديريت و اداره امور خانواده ندارند بلکه به اين مفهوم است که مدير خانواده نقش هماهنگ کننده بين اعضاي خانواده را دارد و صرفاً در تصميم گيري هاي اساسي که اعضاء خانواده مي بايست تابع نظرات مدير خانواده باشد و در ساير موارد تصميمات تعامل محور باشد.

۳- اصل تقسيم کار :

يکي ديگر از اصول مديريت در خانواده اصل تقسيم کار مي باشد . اصل تقسيم کار به اين مفهوم است که هر کس در خانواده متناسب با نقش و توان خود مسئوليتي را بپذيرد و همگام با ساير اعضاي خانواده به منظور تحقق اهداف و برنامه هاي خانواده ايفاي نقش نمايد . يکي از مزيت مهم اصل تقسيم کار در اين است که از هر کس متناسب با مسئوليتي که بعهده او گذاشته شده انتظار مي رود که وظايف خود را به نحو احسن انجام داده و پاسخگوي ساير اعضاي خانواده باشد و اين احساس که همه مسئوليت ها بر دوش يک نفر باشد و سايرين وظيفه اي در قبال خانواده نداشته باشد . کاهش يافته و حس و روحيه تعاون و همکاري در خانواده جايگزين حس عدم مسئوليت پذيري گردد .

۴- اصل مشورت :

يکي از اصول مهم و اساسي در مديريت خانواده اصل مشورت و تبادل نظر در بين اعضاي خانواده مي باشد . هر يک از اعضاي خانواده متناسب با ظرفيت و توانايي هاي خود همچنين متناسب باشد مکاني و زماني وظيفه دارد که در پيشبرد اهداف خانواده بحث و تبادل نظر نموده و هم از تجارب ساير اعضاي خانواده در تصميم گيري ها بهره مند باشد و هم خود با توجه به تجارب خود ساير اعضاي خانواده را در تصميم گيري ها بهره مند سازند . کاربرد اين اصل در مديريت خانواده موجب حس تفاهم و همدلي خانواده مي گردد و خانواده احساس هويت و ارزشمندي بيشتري مي يابد و ميزان مشارکت و همکاري اعضاء در پيشبرد اهداف خانواده افزايش مي يابد .

۵- اصل برنامه ريزي :

يکي ديگر از اصول مديريتي خانواده اصل برنامه ريزي مي باشد . منظور از اصل برنامه ريزي اين است که مديريت خانواده براي پيشبرد اهداف خانواده مي بايست متناسب با منابع موجود در خانواده برنامه ريزي و نيازهايي را بر اساس سلسله مراتب نيازها و ترتيب تقدم هر کدام از نيازها اولويت بندي نمايد . اصل برنامه ريزي موجب ايجاد تعادل درخواستهاي منطقي خانواده مي گردد و خانواده را در رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده رهنمود مي سازد .

۶- اصل نظم و انضباط :

شايد به جرات بتوانيم بگوئيم که يکي از اصول مديريت در خانواده وجود نظم و انضباط دقيق و منطقي در بين تک تک اعضاي خانواده در انجام وظايف و تکاليف محوله مي باشد . چنانچه بدون وجود نظم و انضباط در خانواده هر سعي و تلاشي قرين موفقيت نخواهد بود . بنابراين لازمه پيشبرد اهداف و برنامه ها وجود نظم و انضباط حاکم بر فضاي خانواده مي باشد و اين مهم بعهده مديريت خانواده مي باشد که با ايجاد نظم و انضباط و نظارت بر فعاليت هاي اعضاي خانواده به حداکثر نتيجه مطلوب برسد .

۷- اصل تصميم گيري :

يکي ديگر از اصول مديريت خانواده اصل تصميم گيري است . لازمه تصميم گيري در اداره امور خانه اين است که مدير خانواده پيرامون موضوع يا مسئله که قرار است درباره آن تصميم گيري شود اطلاعات لازم را کسب نموده و پس از جمع آوري اطلاعات کافي و لازم در مورد آن موضوع‌، با تبادل نظر بين اعضاي خانواده و بحث و بررسي منطقي بر اساس اطلاعات موجود ، اقدام به تصميم گيري نمايد.



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 | 23:37 | نویسنده : بهروز صبوحی لکی |
نصیحت های ارزشمند و قابل تامل زرتشت به فرزندش

1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر
   2. قبل از جواب دادن فکر کن
   3. هیچکس را تمسخر مکن
   4. نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
   5. خود برای خود، زن انتخاب کن
   6. به شرر و دشمنی کسی راضی مشو
   7. تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما
   8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی
   9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش
  10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
  11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
  12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی
  13. با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
  14. راستگو باش تا استقامت داشته باشی
  15. متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
  16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
  17. معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی
  18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی
  19. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی
  20. سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
  21. روح خود را به خشم و کین آلوده مساز
  22. هرگز ترشرو و بدخو مباش
  23. در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند
  24. اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده
  25. دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین
  26. چالاک باش تا هوشیار باشی
  27. سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی
  28. اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
  29. با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد
  30. مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند.



تاريخ : دوشنبه سی ام تیر 1393 | 23:24 | نویسنده : بهروز صبوحی لکی |

فرق آدمها با انسان ها

آدم‌ها زندگی می‌کنند… انسان‌ها زیبا زندگی می‌کنند !

آدم‌ها می‌شنوند !… انسان‌ها گوش می‌دهند.

آدم‌ها می‌بینند… انسان‌ها عاشقانه نگاه می‌کنند !

آدم‌ها در فکر خودشان هستند…

انسان‌ها به دیگران هم فکر می‌کنند.

آدم‌ها می‌خواهند شاد باشند انسان‌ها می‌خواهند شاد کنند !

آدم‌ها ،اسم اشرف مخلوقات را دارند…

انسان‌ها اعمال اشرف مخلوقات را انجام می‌دهند !

آدم‌ها انتخاب کرده‌اند که آدم بمانند…

انسان‌ها تغییر کردن را پذیرفته‌اند، تا انسان شدند !

آدم‌ها می‌توانند انسان شوند… انسان‌ها در ابتدا آدم بودند !

آدم‌ها.. انسان ها ...

آدم‌ها آدم‌اند…" انسان‌ها " انسان !

اما ...

آدم‌ها و انسان‌ها هر دو انتخاب دارند ...

اینکه آدم باشند یا انسان ، انتخاب با خودشان است .

نیاز نیست انسان بزرگی باشید،

انسان بودن خود نهایتِ بزرگی است .



تاريخ : یکشنبه یکم تیر 1393 | 23:24 | نویسنده : بهروز صبوحی لکی |
حکایت های مدیریتی ملانصرالدین

حکایت

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم. شما نمی‌دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده‌ام.
 
 شرح حکایت اول (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)

ملا نصرالدین با بهره‌گیری از استراتژی ترکیبی بازاریابی، قیمت کم‌تر و ترویج، کسب و کار «گدایی» خود را رونق می‌بخشد. او از یک طرف هزینه کمتری به مردم تحمیل می‌کند و از طرف دیگر مردم را تشویق می‌کند که به او پول بدهند .

«اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند..»

شرح حکایت دوم (دیدگاه سیستمی اجتماعی)

ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است. او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد. » 

شرح حکایت سوم (دیدگاه حکومت ماکیاولی)

ملا نصرالدین درک درستی از نادانی های  مردم داشته است. او به خوبی می دانسته هنگامی که از دو سکه طلا و نقره مردم ، شما نقره را بر می دارید آنها احساس میکنند که طلا را به آنها بخشیده اید! و مدتی طول خواهد کشید تا بفهمند که سکه طلا هم از اول مال خودشان بوده است .و این زمان به اندازه آگاهی و درک مردم میتواند کوتاه شود. هرچه مردم نا آگاهتر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانیتر خواهد بود. در واقع ملانصرالدین با درک میزان جهل مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.



تاريخ : یکشنبه یکم تیر 1393 | 23:14 | نویسنده : بهروز صبوحی لکی |

سیاست های مدیریتی مک دونالد(انگلیسی با ترجمه فارسی)

Employment Opportunity

Foreign enterprises are often reluctant to hire locals in their companies, specifically at the managerial positions, however, McDonald's research concluded that in order to survive the brutal Indian government, it would have to hire locals as cashiers, cooks, managers, etc., as well as provide jobs for the country's agricultural workforce. In fact, McDonald's outsources its products to several Indian companies throughout India. This provides evidence to the Indian government that McDonald's is not only customer friendly, but also employee friendly.

فرصت شغلی

سرمایه گذاران خارجی اغلب تمایلی به  استخدام افراد بومی ، خصوصا در پست های مدیریتی در شرکت هایشان ندارند.  مک دونالد به این نتیجه رسید که جهت حفظ ادامه کار علاوه بر ایجاد فرصت های شغلی در بخش نیروی کار کشاورزی ، باید مبادرت به استخدام صندوق داران ، آشپزان و مدیران و دیگرافراد بومی  نیز نمایند. در نتیجه مک دونالد محصولات خودش را از طریق شرکتهای مختلفی از سراتاسر هند تامین نمود. با این اقدام به دولت هند نشان داد که مک دونالد نه تنها دوستار مشتریان است بلکه دوستار کارگران و کارمندان نیز می باشد

Environmental Friendliness

In order to achieve a positive reputation, as well as follow local and national policies of a country, McDonald's tries to establish services that are environmentally friendly. India is an example where the company provides financial contributions and sponsors several community related activities in order to promote environmental protection. This is primarily seen within schools; thus indicating that the company also supports local schools.      

مک دونالد در راستای کسب شهرت و اعتبار مثبت به همان نسبت سیاست گذاریهای ملی و وطنی یک کشور سعی نموده است  تا خدماتی که از لحاظ محیطی دوستانه باشد را ارائه  کند.  به طور مثال با حمایت  مالی سازمانهایی که در ارتباط با  فعالیتهای در راستای ارتقاء حفاظت محیط زیست هستند اقدام نماید. به طور مثال این فعالیت ها از مدارس آغاز شده است و نمایانگر این بوده است که این شرکت از مدارس محلی نیز حمایت می کند.

Corporate Citizenship

In order to better its reputation, this multinational firm gives back to the local citizens in all countries it operates. For example, the company provides several financial donations to local organizations. This is one way to encourage consumers to eat at its restaurants, as it is an incentive that is used to spread the name.


در راستای افزایش اعتبار این شرکت چند ملیتی به شهروندان کشورهایی که در آنجا فعالیت دارد مسترد شده است. به طور مثال این شرکت کمک های بلاعوضی را به سازمانهای محلی کرده است.  این اقدام علاوه بر تشویق مشتریان برای صرف غذا در رستورانهای آنها به عنوان محرک و انگیزه ای جهت  گسترش نام آن می باشد.

Pricing

As the value of currencies varies worldwide, McDonald's is often forced to change its pricing strategy in accordance to its target market. For instance, the value of a Big Mac varies worldwide (see Chart 1). In Switzerland, the Big Mac is valued $.60 over the U.S. (price base of the product). However, in China, it is undervalued by $0.60 in comparison to the price of the Big Mac in the U.S. It seems that the company tries to maintain a price range on all its products based on the location, income distribution and it is for this purpose that the company opens up most of its restaurants in major cities such as New Delhi, Shanghai, Beijing, and so on. Its primary goal is to initially attract middle and upper class citizens, as they can afford McDonald's prices. After this, they slowly target the lower middle class citizens. In the United States, for example, the restaurant chain has appealed equally well to all classes ranging from the poor to the upper class; however, its popularity continues to be among the lower, middle and upper middle class.

قیمت گذاری

 از آنجائیکه ارزش پول رایج در سرتاسر جهان متفاوت است ،  اغلب مک دونالد مجبور به جایگزینی استراتژی قیمت گذاری مطابق با اهداف بازاربوده است. به طور مثال ارزش یک Big Mac در سرتاسر جهان متفاوت است . در سوئیس  این قیمت  بالاتر از آمریکا به قیمت60  دلار می رسد ( قیمت بر اساس محصول است).  با این حال در چین در مقاسیه با قیمت این غذا در آمریکا به زیر 60 دلار می رسد.

به نظرمی رسد که شرکت در تلاش است تا با حفظ یک رنج قیمتی در تمام محصولات خود  طبق موقعیت ، درآمد و توزیع اقدام کند و به همین هدف بوده است که شرکت به افتتاح رستورانهای خود در شهرهای بزرگی مانند دهلی نو ، شانگهای ، پکن و غیره  مبادرت نموده است.

هدف اولیه جذب شهروندان متوسط ومرفه بود که استطاعت مالی قیمت های مک دونالد را داشته باشند .بعد از آن به آهستگی  هدفشان متوجه  شهروندان کم درآمد شد. به طور مثال در آمریکا ، به طور یکسان  رستورانهای زنجیره ای بخوبی تمام اقشار کم درآمد  ، متوسط تا مرفه را جذب کرده است .  

CHALLENGES THE MCDONALD'S HAS OVERCOME

The company has grown through several challenges that have come its way, including adapting to its local environments; this is an on going challenge that it will face as it continues to open up more restaurants worldwide. However, the biggest challenge the firm faced was in 2001, when the company had hit a low point, specifically with the new fad of eating healthy.

This was primarily seen in its home country, the United States. This fad continues today, and as a result, McDonald's became one of the least visited fast food restaurants. In fact, Subway increased in sales due to its low calorie subs that were available. After 2001, the company changed its strategy: instead of opening more stores, the firm decided to change its menu by introducing healthier meals (see chart 2a). In fact, the company took a big dip in profits from 2000-2002. However, since its introduction of the new menu, consisting of fruit snacks for children, and healthier meals for adults, such as the grilled chicken flatbread, the company has begun to increase its revenues from the previous slow years.

چالشهایی که مک دونالد بر آنها غلبه کرده است

در مطلب بالا اشاره شد که مک دونالد در مسیر خود با چندین چالش از جمله تطبیق دادن رستورانهای خود با محیط های محلی  در سر تاسر چهان روبرو بوده است. با این وجود بزرگترین چالشی که شرکت با آن مواجه بوده است به سال 2001 بر می گردد و زمانی بود که به پایین ترین میزان سودآوری خود خصوصا با گرایش و اقبال عمومی به خوردن غذاهای سالم رسیده بود. این کاهش در مرحله نخست در  کشور خود مک دونالد یعنی ایالات متحده آمریکا اتفاق  افتاد. در حقیقت  بین سالهای 2004-2000 سراشیبی بزرگی در کسب سودآوری قرار گرفت. با این وجود از زمان معرفی منوی غذایی جدید که شامل اسنک های میوه ای برای کودکان و وعده های غذایی سالم تر برای بزرگسالان نظیر مرغ بریان می گردید شرکت شروع به افزایش عایدی از  پس روند کند سودآوری سالهای گذشته نمود.



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 | 0:1 | نویسنده : بهروز صبوحی لکی |
چگونه کارمندانتان را جادو کنید؟

ارتقای عملکرد کارمندان و افزایش کیفیت کار و بازدهی در آنها از اهداف مهم مدیران است که با راهکارهایی ساده می‌توان محیط کاری خلاق و متفاوتی را به وجود آورد. انگیزه دادن به کارمندان و تشویق و ترغیب آنها به کار و فعالیت‌های اداری باعث کیفیت کار و بالا بردن بازدهی در آنها می‌شود که گاهی مدیران باید با تشکیل گردهمایی‌های کوچک و مجالس شاد متنوع برای کارمندانشان انگیزه آنها را برای کار کردن افزایش دهند. مدیران باید با خلق محیط اداری شاد همراه با دکورهای تزئینی تابلو‌ها و... می‌توانند محیط کاری خود را به گونه‌ای سامان دهند که در آن کارمندان از بیشترین رضایت کاری برخوردار باشند و برای کارشان حرمت و ارزش قائل باشند. توجه کردن به نیازهای کارمندان به ویژه از لحاظ مادی می‌تواند این حس را در آنها به وجود آورد که در بهترین محیط کاری مشغول به کار هستند و آنگاه مدیران شاهد رشد و ارتقای کارمندانشان خواهند بود. نتایج مطالعات نشان می‌دهند، تشویق کارمندان مانند دادن بلیت سینما، تئا‌تر، بن‌های تخفیف و... می‌تواند انگیزه خاصی را در کارمندان به ویژه در اواسط ماه که تخمین زده شده است کارمندان از کمترین بازده‌کاری برخوردار هستند را به وجود آورد و آنها را رشد و پیشرفت دهد.



تاريخ : شنبه سوم خرداد 1393 | 22:9 | نویسنده : بهروز صبوحی لکی |
نویسنده : لوئیس گرستنر
 

شرکت های بسیاری بوده اند که در طول تاریخ تا مرحله سقوط و فروپاشی پیش رفته اند. برخی از آنها با کوشش تیم های مدیریتی نوین به طرز معجزه آسایی از نابودی نجات یافته اند . آی بی ام یکی از همین شرکت هاست .

 

در سال ١٩٩٠ شرکت آی بی ا م با ٣ میلیارد دلار سود خالص بالاترین سود خود را به دست آورد ولی همین شرکت در سال ١٩٩٣ با از دست دادن ١٦ میلیارد دلار در معرض نابودی قرار گرفت . مدیری لایق به نام لوئیس گرستنر در رأس این شرکت قرار گرفت و آن را از سقوط نجات داد و متحول کر د . در این کتاب او داستان این تحول را از زبان خود، و با بیانی ساده و روان تشریح می کند.

 

او می نویسد :« در طول زندگی حرفه ای خود با عقاید تعصب آمیز زیادی از قبیل کوچک زیباست و بزرگ بد است روبرو بوده ام. در عرف عمومی جامعه چنین جا افتاده است که شرکت های بزرگ کُند، بوروکراتیک، غیرپاسخگو و غیرمؤثر هستند و شرکت های کوچک سریع پاسخگو و مؤثر می باشند. این مطالب کاملاً بی معنی هستند من تا به حال شرکت کوچکی را ندیده ام که تمایل نداشته باشد به یک شرکت بزرگ تبدیل شود و یا شرکت کوچکی را ندیده ام که در تحقیق و بازاریابی به بودجه رقبای بزرگتر از خودش حسادت نکند. بزرگی و حجم بالا اهمیت زیادی دارد، اندازه بزرگ می تواند یک اهرم کمکی تلقی شود . گستردگی و عمق زیاد اجازه سرمایه گذاری بیشتر، ریسک بزرگ تر و صبر زیادتر برای رسیدن به نتایج نهایی را می دهد.

 

سؤال این نیست که آیا یک فیل می تواند بر یک مورچه غالب شود یا خیر، بلکه سؤال این است که آیا یک فیل خاص، می تواند برقصد یا خیر، اگر فیل بتواند برقصد، مورچه ها باید اطاق رقص را ترک کنند.

 
دانلود مستقیم کتاب


تاريخ : چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 | 23:27 | نویسنده : بهروز صبوحی لکی |
خلاصه کتاب فرآیند خط مشی گذاری مدرس دکتر پرویز احدی

لینک دریافت



تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 | 23:9 | نویسنده : بهروز صبوحی لکی |
خلاصه کتاب و نمونه سوالات مدیریت عمومی دکتر الوانی

 سوالات

خلاصه کتاب 1

خلاصه کتاب 2




تاريخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 | 22:45 | نویسنده : بهروز صبوحی لکی |

استاد شهید مطهری :

از کودکی این سوال برایم مطرح بود که"چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند...اما وقتی قطار به راه افتاد سنگ باران می شود؟! این معما برایم بود که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هرکسی و هر چیزی تا وقتی ساکن است مورد احترام است. تا ساکت است مورد تعظیم است اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی کند بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود و این نشانه یک جامعه مرده است.



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 22:57 | نویسنده : بهروز صبوحی لکی |